تبلیغات
به نام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت
به نام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت

سلام ممنون از حضور شما دوست گرامى من مهدى هستم اهل تهران
دانشجو رشته كامپیوتر و امیدوارم كه مطالبم مرحمى بر دل همه ى
عاشقاى دل شكسته باشه
نظرات شما دوستان باعث بهتر شدن مطالب این وبلاگ محقر میشه
خواهش میكنم كه بدون نظر از این بلاگ خارج نشى
در آخر آرزوِى موفقیت باسه تمام عشق هاى پاكى كه توى این كره ى خاكى وجود داره
با تشكر M.KH


داستانی عاشقانه و زیبا

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر
برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.

دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
دختر در بیست و پنج سالگی از
دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.

ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر
لبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من
نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.

مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟
مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.
پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟
پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟
کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود::

معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.





طبقه بندی: حرف دل، 
یکشنبه 19 دی 1389 توسط مهدی | نظرات ()
2 سالگی

سلام

نبودم 22 شهریور

ولی اومدم الان بگم گاهی وقت ها چه زود دیر میشه جدی 2 سال گذشت

2 سال در کنار شما دوستان 2 سال درد و دل با شما و ....

زیاد بلد نیستم شاعرانه حرف بزنم

آرزوی موفقیت برای همه دارم

امیدوارم عمری باقی باشه یک سال دیگه هم در کنار شما دوستان باشیم و

هر وقت دلمون گرفت در و دیوار این کلبه رو خط خطی کنیم





طبقه بندی: حرف دل، 
پنجشنبه 25 شهریور 1389 توسط مهدی | نظرات ()
عاشقا همیشه پاکن!!!نه؟

تو کتاب عشق نوشته ... غم و غصه واسه عاشق

نوشته عاشق همیشه 

توی بحر غم اسیره 

دل عاشقم نمیشه آواز شادی بخونه 

آخه اونکه جون و قلبش توی زندونی اسیره 

توی این زندون نباشه طفلکی دلش میگیره

اون دل عاشق همیشه واسه یارش بیقراره

واسه برگشتن یارش همیشه چشم انتظاره 

میشه خوند از تو نگاهش همه دردارو با هم

چشماشم همیشه داره راز غصه ها رو با غم

تو کتاب عشق نوشته

عاشقا ساده و پاکن

توی راه عشق همیشه

صاف و ساده مثل خاکن

عاشقا همیشه پاکن

تا همیشه سینه چاکن     

تا همیشه سینه چاکن                                               

یه رنگ سرخ و زیبا 

مثل برگای شقایق





طبقه بندی: شعر، 
پنجشنبه 18 شهریور 1389 توسط مهدی | نظرات ()
متن آهنگ معروف جیپ سیکینگ با ترجمه

Amor mio
amor mio por favor
tu no te vas
Yo cuentare a las horas
que la ya veo

Amor mio
amor mio por favor
tu no te vas
Yo cuentare a las horas
que la ya veo

Vuelve
no volvere no volvere no volvere
No quiere recordar no quiere recordar

Vuelve
no volvere no volvere no volvere
No quiere recordar no quiere recordar

یار من

یار من لطفا  نرو..
من لحظه ها را خواهم شمرد
تا او را ببینم

برگرد
من دیگر باز نخواهم گشت...باز نخواهم
گشت...
نمی خواهم به خاطر بیاورم..نمی خواهم...

برگرد
من دیگر باز نخواهم گشت...باز نخواهم
گشت...
نمی خواهم به خاطر بیاورم..نمی خواهم...

PETRI TU COROZON
از قلبت بپرس....





طبقه بندی: شعر، 
یکشنبه 27 تیر 1389 توسط مهدی | نظرات ()
امید الهی

سلام

دوستان این مطلب رو یکی از بازدید کنندگان وبلاگم از اصفهان به نام مهشاد.ع به ایمیلم فرستاده

که دیدم قشنگه گفتم بزارم شما هم بخونین امیدوارم شما هم مثل من خوشتون بیاد

 

روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغل، دوست‌ها و زندگی را. به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا ‏صحبت كنم. به خدا گفتم: آیا می‏ توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟ جواب ‏او مرا شگفت زده كرد، او گفت: آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟ پاسخ دادم: بلی. فرمود: ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس را آفریدم، به خوبی از آنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم. دیر زمانی نپایید كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمین را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نكردم. در دومین سال سرخسها بیشتر ‏رشد كردند و زیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. ‏من بامبوها را رها نكردم… در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند. اما من ‏باز از آنها قطع امید نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد. در ‏مقایسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت ‏رسید. 5 سال طول كشیده بود تا ریشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ریشه هایی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می ‏كرد. خداوند در ادامه فرمود: آیا میدانی در تمامی این سالها كه تو درگیر مبارزه با ‏سختیها و مشكلات بودی در حقیقت ریشه‌هایت را مستحكم می‌ساختی. من در تمامی این مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم. هرگز خودت را با دیگران ‏مقایسه نكن. بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل كمك می كنند. ‏زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می ‏ كنی و قد میكشی. از او پرسیدم : من ‏چقدر قد میكشم. در پاسخ از من پرسید: بامبو چقدر رشد میكند؟ جواب دادم: هر ‏چقدر كه بتواند. گفت: تو نیز باید رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه ‏بتوانی





طبقه بندی: حرف دل، 
چهارشنبه 2 تیر 1389 توسط مهدی | نظرات ()
اگر این چنین بود...
اگر دروغ رنگ داشت هر روزشاید ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود
اگر عشق ارتفاع داشت من زمین را زیر پای خود داشتم و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی
آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتیاگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد
اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد
اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد
و تمام محتوای سفره سهم همه بود
و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شداگر خواب حقیقت داشت، همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم
اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید
تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کنداگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید
اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبوداگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
و من با دستانی که زخم خورده توست
گیسوان بلند تو را نوازش می کردم
و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و
ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم
دکتر  علی  شریعتی





طبقه بندی: آموزشى، 
سه شنبه 11 خرداد 1389 توسط مهدی | نظرات ()
کدام سه جمله....
خوشبختی ما در سه جمله است

تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم

حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

دکتر علی شریعتی






طبقه بندی: حرف دل،  آموزشى، 
جمعه 7 خرداد 1389 توسط مهدی | نظرات ()
آیین عشق و زندگی به سبك كامپیوتری !

سلام

اگه بیوگرافى من رو خونده باشید گفته بودم دانشجو رشته كامپیوتر

هستم این مطلبم هم كامپیوتریه هم آموزنده كه اسمش رو گذاشتم

آیین عشق و زندگی به سبك كامپیوتری !

كه امیدوارم جالب باشه واسه شما !!!

1. در زندگی و معاشرت با دیگران ، نرم‌افزار باشیم ، نه سخت‌افزار.


2. برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی ، از سه كاراكتر "ع"، "ش" و "ق"، استفاده كنیم نه چیز دیگر.

3. هیچ‌گاه قفل سی‌دی قلب مردم را نشكنیم كه "تا توانی دلی به دست آور ، دل شكستن هنر نمی‌باشد".

4. چنانچه در كاری شكست خوردیم ، آن را "Shut Down" نكنیم بلكه آن را "Restart" كنیم.

5. برای مانیتور زندگی‌مان ، بك‌گراند (Background) سبز یا آبی را در نظر بگیریم نه سیاه یا دودی.

6. برای سیستم قلبمان از مانیتورهای تخت و صاف (Flat) استفاده كنیم.

7.برای حل اختلافات زناشویی ، روی گزینه " گذشت و ایثار "، دابل كلیك (Double click) كنیم.

8. برای فایل‌های اسرار زندگی‌مان ، پسورد (password) بگذاریم و آن را مخفی (Hidden) كنیم.

9. همواره پیش از سخن گفتن ، سی پی یوی فكرمان را به كار بیندازیم.

10. بر صفحه مشكلات مردم ، كلید F1 باشیم و آنان را كمك و راهنمایی (Help) كنیم.

11. اگر شخصیت ما بزرگ و والاست ، این نوع شخصیت ، نباید به ما اجازه دهد كه با هر كسی چت (Chat) كنیم و هر كسی با ما چت كند.

12. اگر از كسی بدی و كم‌لطفی دیدیم ، آن را "Save" نكنیم بلكه آن را "Delete" نماییم و حتی آن را از ریسایكل‌بین (Recyclebin) قلب مان كاملاً محو كنیم.

13. به دیگران اجازه ندهیم در "سی دی رام" زندگی‌مان هر نوع "سی دی" را كه بخواهند ، قرار دهند.

14. خانه و دفتر كارمان ، به روی مردم نیازمند ، "Open" باشد.

15. برای حل اختلافات زناشویی ، روی گزینه " گذشت و ایثار"، دابل كلیك (Double click) كنیم.

16. تا حرف كسی تمام نشده ، اسپیكر (Speaker) خود را روشن نكنیم.

17. در سایت زندگی شخصی‌مان ، یك رُوم (Room) به نام مشكل‌گشا (Moshkelgosha) بسازیم تا دیگران با ما چت (Chat) كنند.

18. هنگام مشاهده خوبی‌ها و نیكی‌های دیگران ، بلافاصله كلید پرینت اسكرین (Print Screen) را بزنیم و از آن ها تصویر بگیریم.

19. فایل‌های مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند ،
سریعاً مشخص شود.

20. در زمان ناتوانی، درماندگی و تاریكی زندگی دیگران ، كلید "Power " برای آنان باشیم.

21. نگذاریم هر كسی در رُوم (Room) زندگی‌مان چت نماید و در این صورت ، او را ایگنور (Ignore) كنیم.

22. چشم‌های مان را به روی عیب‌های پنهان مردم، "Close" كنیم.

23. گاه و بی‌گاه ، كامپیوتر زندگی‌ ما هنگ (Hang) می‌كند كه باید آن را با " فكر "، " مشورت " و "برنامه‌ریزی"، ری‌استارت (Restart) كنیم.

24. برای كپی گرفتن از دیسكت زندگی دیگران ، نخست آن را ویروس‌یابی و سپس ویروس‌كشی كنیم.

25. مواظب باشیم كه رایانه زندگی زناشویی‌مان ، ویروس غرور و لج‌بازی به خود نگیرد كه در این صورت ، ممكن است هیچ آنتی‌ویروسی نتواند آن را از بین ببرد.

26. فایل‌های مهم زندگی خود را گاه به گاه ، اسكن (Scan) كنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند ، سریعاً مشخص شود.

27. اگر می‌خواهیم در زندگی خویش موفق و خوشبخت باشیم، باید خودمان زیرمنوهای Programs را دقیقاً تنظیم كنیم و نباید بگذاریم كه دیگران این كار را برای ما انجام دهند اگر چه می‌توانیم در این زمینه ، با آنان مشورت كنیم.

28. پیش از پرینت گرفتن از سخنان مان ، پیش‌نمایش چاپ (print preview) آن را مشاهده كنیم.

29. اگر روزی رایانه زندگی ما با همسرمان هنگ كرد ، سه كلید " كنترل اعصاب "، " انصاف" و "دلیل عصبانیت" را بزنیم.

30. هارد مغز خود را از برنامه‌های غیرمفید ، پر نكنیم ، تا فضا را برای نصب برنامه‌های مفید ، تنگ ننماییم.

31. برای این كه از دیدن مانیتور زندگی ، بیشتر لذت ببریم ، كارت گرافیك بالا برای آن تهیه كنیم.

32. اگر لازم است كه مانیتور رایانه ما دارای رنگ‌های متنوع و متعدد باشد ، ولی مانیتور ارتباطات ما با مردم ، حتماً باید یك‌رنگ باشد.

30. در خطاطی كامپیوتری ، از برنامه "كِلْك" هم می‌توانیم استفاده كنیم اما در خطاطی زندگی، از برنامه "كَلَك" نباید استفاده كنیم.

34. بكوشیم تا خوش اخلاقی را به جای این كه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشیم ، در رام (Rom) و حافظه پایدار داشته باشیم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با دیگران ، آن را به كار گیریم.

35. در كیس (Case) مستكبران و زورمداران ، "سی دی رام" نباشیم بلكه "سی دی ناآرام" باشیم.

36. قانون كپی‌رایت زندگی اجتماعی به ما اجازه نمی‌دهد كه سی دی بدی‌ها و عیب‌های دیگران را رایت كنیم.

37. در سایت زندگی ، همیشه لینكِ (Mahabbat) داشته باشیم و هیچ گاه برای این سایت ، فیلتر نگذاریم.

بعد خوندش یه نمره هم از 0 تا 20 بهم بدین با نظرتون راجع به این مطلب ممنون میشم !!





طبقه بندی: حرف دل،  آموزشى، 
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 توسط مهدی | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:19)      1   2   3   4   5   6   7   ...  


سلام ممنون از حضور شما دوست گرامى من مهدى هستم اهل تهران
دانشجو رشته كامپیوتر و امیدوارم كه مطالبم مرحمى بر دل همه ى
عاشقاى دل شكسته باشه
نظرات شما دوستان باعث بهتر شدن مطالب این وبلاگ محقر میشه
خواهش میكنم كه بدون نظر از این بلاگ خارج نشى
در آخر آرزوِى موفقیت باسه تمام عشق هاى پاكى كه توى این كره ى خاكى وجود داره
با تشكر M.KH
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آموزشى (8)
شعر (11)
حرف دل (49)
فال (3)
مهدی
دو نگــــــــــــــــاه ...!
بزرگترین مرجع دانلود برنامه موبایل و كامپیوتر
جایی دیگر _ سارا
تا ابد
جوانه نوید زندگی ست
طعم زندگى
نیمه ى گم شده ى قلب
حكایت ها و داستان هاى كوتاه
بهار♥وحید
سایه 73
رفیق خدا
asheghane sexi
همه پیوندها
دی 1389
شهریور 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
داستانی عاشقانه و زیبا
2 سالگی
عاشقا همیشه پاکن!!!نه؟
متن آهنگ معروف جیپ سیکینگ با ترجمه
امید الهی
اگر این چنین بود...
کدام سه جمله....
آیین عشق و زندگی به سبك كامپیوتری !
آخرین پست سال 1388
جزیره
رنج تنهایی....
آموخته ام....
قصه ی زندگی آدم ها
این دیوانگست ...
عشق چیست ؟
لیست آخرین مطالب
به نظر شما عشق قشنگه یا نه همین ؟



بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

فال عشق

FreeCod Fall Hafez

رتبه سنج گوگل
PageRank Button by webzist


کد شمارش معکوس سال نو

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس